Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers هدیه خدا به یک مادر

هدیه خدا به یک مادر
روزهای زیبای کودکی دو گل از زبان مامان

کلمات ناب امیر حسین:

نخود توت فرنگی(نخود فرنگی)

ج*ن*گ جهانگیر(ج*ن*گ جهانی)

بازی مسخرانه(بازی مسخره؟)

و شمارش معکوسش خیلی باحاله: پنج، چهار، سه ، دو ،یک ، حرکت...

از این عروسکهای سو*پر قهرمانان براش گرفتیم عاشق مرد عنکبوتی( به قول خودش :عنکبوتی) و بت من شده ولی همون روز اول زورو رو نابود کرد!........

به هر چیزی که علاقه داره میگه: من عشق اینم مثلا« من عشق عنکبوتی ام!!»

علاقه زیادی به حیوانات داره( البته فعلا اسباب بازی ) و همچنین به شدت مستندهای مربوط به حیات وحش رو دنبال میکنه!

  

[ دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤۳ ‎ب.ظ ] [ مامان دو گل ]

چهارماهه که ننوشتم خیلی اتفاقات افتاده که دیگه یادم نمونده و مهمترینهای این چهار ماهو سعی میکنم بنویسم :

تولد نازنین : آبان امسال نازنین خانم تولد ده سالگیشو جشن گرفت البته یه جشن کاملا خانوادگی ...

و امروز هم تولد چهار سالگی امیر حسین گل بود که به شدت فوری فوتی برگزار شد و کاملا آرام و بدون هلهله.... در اصل فردا 23 دی تولد پسر نازمون هست ولی بعلت مصادف شدنش با اربعین یه روز زودتر گرفتیم در حد یه کیک تولد و کادو  و شمع و فشفشه .. همین ... البته امیر حسین از جشن تولد فقط کیکشو میخواد و بقیه جشن براش زیاد جذاب نیست  و بلافاصله بعد از خرید کیک دستور شروع جشنو میده و حتی مجال نداد لباشسو عوض کنیم ... امیر حسینه دیگه ، آروم قرار نداره

 و مابین تولد دختر و پسر دو جشن کوچولوی دیگه هم داشتیم یکی سالگرد ازدواجمون و بعدی تولد آقای همسر....

خلاصه فصل سرمای کاملا شلوغ و پر ماجرایی داشتیم.

و یادم نره از سرماخوردگی وحشتناک و سخت همه ی اعضای خانواده بعد از ایام عاشورا ،که بخصوص امیر حسینو حسابی اذیت کرد ...

و گم شدن دوربین جدیدمون که هنوز سه ماه ازش استفاده نکرده بودیم و بیشتر عکسهای تولد نازنین هم باهاش رفت...

تولد نازنین

 

نقاشی گل پسر روی وایت بورد

[ پنجشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٠ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مامان دو گل ]

صبح ساعت 6 بیدار شدیم و بعد از صبحانه و پوشیدن لباس، خانوادگی راهی مدرسه جدید شدیم .و لازم به گفتن نیست که مامان از دخترش بیشتر استرس داشت که نکنه به خاطر ترافیک دیر برسیم . و البته که دیر نرسیدیم و ساعت هفت و ربع توی حیاط مدرسه بودیم و بعد از یک ساعت مراسم و خوشامدگویی و ... و... دختر نازم راهی کلاسش شد و از امروز نازنین دختر کلاس چهارمی منه  قلب و خدا رو شکر شروع خوبی داشت و معلم عالی و مهربونی هم داره.

ظهر هم که همراه باباییش از مدرسه اومد خونه، حسابی خوشحال و سرحال بود و همه چیز براش عالی پیش رفته بود.

خدا جونم شکرت .

خیلی نگران شروع یه سال جدید توی یه محیط نا آشنا برای دخترم بودم که خدا رو شکر همه چیز خوب برگزار شد .

- خدای خوبم، موفقیت ، شادی و سلامت دو تا گل نازم  و همه ی گلهای این سرزمین رو ازت تمنا دارم. آمین.

[ یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۳:۱۱ ‎ب.ظ ] [ مامان دو گل ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من مامان دو گلم : نازنین خوش قلب و مهربون(متولد 9/8/80) و امیرحسین شیطون بلای شیرین عسل(متولد23/10/86). بابایی این گلا مهربونترین بابای دنیاست . من اول مامانم ، دوم همسر و سوم هم یه وکیل که اول به گلاش می رسه و بعد به کارش. خدا رو شکر می کنم که این همه نعمت بهم داده :خدایا شکرت.


قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

چت

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا