پسر ما در روز 23 دی 88 دوساله شد و با یه جشن تولد خودمونی همراه با خونواده مامان جونی(خاله و دایی و مامان جونی) پا به سومین سال زندگی گذاشت.
امیرحسین در دو سالگی 15 تا دندون داره که یکی تازه دراومده (هنوز درگیر کم کردن وزنش سر دندون اخیرش هستیم)
توانایی های امیرحسین در دو سالگی:
تا ده درست میشمره البته هشتو گاهی جا میندازه و بعد از ده هم میشمره ولی قاطی پاتی
جملان مفهوم و نامفهوم زیادی میسازه(درو بازه ( درو باز کن)،غذا میخوام، صبحانه(تُبانه) میخوام، بی خیال بابا!! ، ماله منو نخوله(ماره منو نخوره!!) و.......
غذای مورد علاقه: سیب زمینی سرخ کرده با ماست موسیر یا به قول امیرحسین: تیبَ نینی با مات
دامنه لغاتش خیلی خیلی زیاد شده و از عوارض طوطی بودنش هم اینه که فحش هم یاد گرفته که سعی میکنم از سرش بندازم
شعر میگه و زمزمه میکنه از توپ قلقلی تا اشعار آدم بزرگا (ای ایران و ...)
از سرخیابون اصلی میفهمه مقصدمون خونه است
رنگها رو تقریبا میشناسه آبی، سبز قرمز سفیدرو میشناسه و میگه (آبی، تَبز، قِمِز، تِفید)
دست بزنش هم فقط واسه خاله و نازنینه این دونفرو در مواقع عصبانیت له میکنه...!!
دیگه یادم نمیاد.......
بعدا میام و باز مینویسم.....